الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
199
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
و غرور ، آن را روايت مىكند : ابو حاتم گويد : « هر كس شيوهاش چنين باشد ، دروغگويى آشكار و سزاوار ترك است . » وى گويد : « ثقفى از محمد بن يحيى به من خبر داد كه گفت : از نعيم بن حمّاد شنيدم كه مىگفت : از ابن مهدى شنيد كه مىگفت : از شعبه پرسيدم كه روايت چه كسى بايد ترك شود ؟ گفت : كسى كه به اشتباهى كه مورد اجماع است ادامه دهد و با وجود اجماع بر مخالفت با او ، به خود شك نكند يا شخصى كه متهم به دروغ مىشود . » عفّان روايت كرده است كه از شعبه شنيدم كه اگر از عاصم بن عبيداللَّه « 1 » مىپرسيدند كه چه كسى مسجد بصره را ساخت ؟ مىگفت : فلانى از فلانى حديث كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آن را ساخت . « 2 » نوع هفدهم : به گفتهء ابو حاتم ، برخى از راويان ، فسقى آشكار دارند ؛ هرچند در روايت خود راستگويند ؛ زيرا فاسق ، عادل نمىباشد و كسى كه از مرز عدالت بگذرد ، اعتمادى به صدقش نيست . معن گويد : از مالك شنيدم كه [ حديث ] نوشتن از چهار نفر جايز نيست : سبكمغزى كه به سفاهت معروف است ؛ هوا پرستى كه به هوس خويش فرا مىخواند ؛ فرد صالحى كه نمىداند چه چيزى را باز مىگويد ؛ كسى كه در حديث رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دروغپردازى مىكند . خداى تعالى فرمود : « إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا » « 3 » ؛ « اگر فاسقى برايتان خبرى آورد ، نيك وارسى كنيد » ؛ يعنى به آن اعتماد نكنيد .
--> ( 1 ) . عاصم بن عبيداللَّه بن عاصم بن عمر بن خطاب عَدَوى . وى از پدرش و ابن عامر روايت كرده و شعبه و مالك از او روايت كرهاند ، سپس مالك وى را تضعيف كرد . يحيى گويد : « او ضعيف است و قابل استناد نيست . » ابن حبّان گويد : « وى بسيار دچار وهم مىشد و اشتباههايش فاحش است ، بدين جهت ترك شد . » ابن عُيينه گويد : « مشايخ از حديث او پرهيز مىكردند . » ابو زرعه گويد : « او منكر الحديث است . » دارقطنى گويد : « او ترك مىشود و توجهى به وى نمىگردد . » ابن خزيمه گويد : « به سبب بد حافظه بودنش ، به او استناد نمىكنم . » ( ميزان الاعتدال ، ج 2 ، ص 354 ) . ( 2 ) . ميزان الاعتدال ، ج 2 ، ص 354 . ( 3 ) . حجرات ( 49 ) 6 .